الشيخ حسين المظاهري

6

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

بايد عملش صالح باشد و جز خدا هيچكس ديگر را پرستش نكند ) جامعه‌اى كه پيرو هوس و تابع طاغوت و شيطان باشد و افراد آن در دنيا چيزى جز ثروت و تجمل و زرق و برق‌هاى مادى نشناسند در واقع خود را نشناخته‌اند ، و بدست خود تن پرورده‌اند و جان را از كمال محروم داشته‌اند و مسلماً در اين جامعه اسلام حكمفرما نيست پس نظام مالى اسلام نيز نمىتواند در آن اجرا شود . بنابراين اگر مىبينيم در جامعه‌اى قوانين اسلام قابل پياده‌شدن نيست بايد مطمئن باشيم كه قصور از اسلام نيست بلكه تقصير از جامعه است . اسلام به ذات خود ندارد عيبى هر عيب كه هست از مسلمانان است قبول يك مقدار از روبناهاى اسلام ، و انجام يك‌مشت اعمال عبادى و پشت‌پا زدن به ديگر دستورات چيزى است كه قرآن از آن اين گونه تعريف مىكند : « ويقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض ويريدون ان يتخذوا بين ذلك سبيلا اولئك هم الكافرون حقاً « 1 » » مىگويند ما به بعضى از دستورات ايمان مىآوريم و بعضى را نمىپذيريم و مايلند در اين ميان راهى به دلخواه خود پيش گيرند ، اينان براستى كافرند ) . نظام اقتصادى اسلام در جامعه‌اى قابل اجراست كه دنيا را هدف ندانند ، و آن را وسيله و مقدمه‌اى براى سعادت ابدى و زندگى اخروى بشناسند ، زندگى دنيوى را ميدان آزمايش و وسيله‌ى پاكسازى خود بدانند « حتي يميزالخبيث من‌الطيب » همچنانكه سنگ معدن نيازمند پاكسازى است تا طلا از خاك پديد آيد . « انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتليه فجعلناه سميعا بصيرا - انا هديناه‌السبيل اما شاكرا و اما كفوراً « 2 » » ( انسان را از نطفه‌اى مخلوط ( معجون ) آفريديم ، او را مىآزماييم ، به او شنوايى و بصيرت داديم - او را به راه درست زندگى

--> ( 1 ) - سوره نساء آيه‌ى 150 ( 2 ) - سوره‌ى انسان - آيه‌ى 3